تو این پست میخوام درباره شرکت فورمایند و چی شد که من بهش وارد شدم بگم. و البته اینکه این شرکت و افرادش چه تاثیری روی خط فکری من و نحوه‌ای که به بیزینس نگاه میکنم گذاشتن.
اول با معرفی فورمایند (FourMind) شروع میکنم.

فورمایند | Four Mind

فورمایند یه آژانس تبلیغاتیه که ارائه کننده‌ راهکارهای همپارچه‌ساز در فعالیت‌های تبلیغاتی، رویداد محور و همینطور تولیدکننده محتواهای قابل ترویج، در عرصه تبلیغات و فعالیت‌های رسانه‌ای و دیجیتال تو تهرانه. البته فورمایند در همه شهرها سرویس میده و فقط دفترش تو تهرانه.

فورمایند رو فرید شکریه مدیریت میکنه و در کنار احمد پاداش از بنیان‌گذارهای این شرکته. احمد هم مدیریت بخش خلاق (creative) رو به عهده داره.

فورمایند همیشه خودش رو هم طراز با آژانس‌های تبلیغاتی بین‌المللی قرار میده و در همین راستا تلاشش رو میکنه تا خدماتی در همون حد و اندازه به مشتریانش هم بده. هدف فورمایند ارائه بهترین خدمات برای ساختن برندهاییه که در کلاس جهانی حرفی برای گفتن داشته باشن. در واقع هدف اینه که استانداردهای جهانی تو ایران هم پیاده‌سازی بشن.

در نتیجه این نوع طرز فکر و کار جاری در فورمایند، همیشه برندهایی به سمت این آژانس میان که قصدشون جا خوش کردن تو کلاس کاری جهانیه. و یا اینکه برندهای بین‌المللی کلاً میان سراغ فورمایند. برندهایی مثل ردبول، نستله، سامسونگ، دایامد، زی‌تل و …

داستان من تو فورمایند

اوایل مرداد 98 برای یه رویدادی به اسم اسپورتک که تو سام‌سنتر برگزار میشد خیلی اتفاقی ثبت‌نام کردم. رویداد خیلی خوبی هم بود و با کلی آدم خوب و درست آشنا شدم. کسایی مثل امیرحسین فرزانه که مدیر برند باشگاه‌های اکسیژنه، آرش اوسکویی که برنامه انجام یه پروژه باحال رو تو ذهن داریم، و فرید شکریه، هم‌بنیان‌گذار آژانس تبلیغاتی فورمایند.

فرید رو از حدود یک سال قبل و از طریق پیج اینستاگرمش میشناختم و وقتی دیدم اونجا حضور داره گفتم باهاش یه گپی بزنم و درباره پادکستم بهش بگم. در واقع میخواستم ازش بخوام مهمون یکی از قسمت‌های پادکستم باشه.

خلاصه صحبت به جایی رسید که قرار شد برم شرکت و یه مدتی اونجا کار کنم تا با فورمایند و کاراش بیشتر آشنا بشم تا اینکه بتونم کارهای آژانس رو تو شمال کشور پیش ببرم و معرفی کنم (چون دانشجوی دانشگاه گیلانم، رشت خیلی رفت و آمد دارم).

مدرسه بیزینسی

خوب فورمایند که مدرسه نبود، آژانس تبلیغاتی بود. چی شد؟

جریان اینجاست که من همیشه دنبال یادگیری‌‌ام. همیشه میخوام نسبت به دیروزم یه چیز جدید بهم اضافه بشه. و هر راه، مکان یا فردی که بتونه تو این زمینه بهم کمک کنه رو به زندگیم راه میدم. فرقی نمیکنه کی یا کجا. اگه بدونم برام آورده مثبتی داره میرم سراغش.

رویدادهایی که میرم یا برگزار میکنم. افرادی که بهشون مشاوره میدم یا ازشون مشاوره میگیرم. جاهایی که برای انجام پروژه میرم. افرادی که باهاشون دوستی میکنم و زمان میگذرونم. همه و همه باید پارامتر «آموزشی» بودن برای من رو داشته باشن تا بتونم خودم رو در کنار و همراهشون ببینم. این آموزش چه بزرگ باشه چه کوچیک.

فورمایند هر روزش برای من آموزشه. افرادی که باهاشون اونجا دمخور میشم بهم چیزهایی رو یاد میدن که خودم ممکنه خیلی دیرتر بهشون برسم. جلسات کاری‌ای که میرم ثانیه به ثانیه‌ش برام مثل یه کلاس درس عملیه.

تو فورمایند همه یه هدف دارن. بهترین بودن و بهتر شدن و مهم‌تر از همه چی دوست بودن و ساختن یه تیم قوی. بین این افراد و طرز فکرشون، من دارم چیزهایی رو یاد میگیرم که اگه قرار بود خودم درباره‌شون بخونم یا خودم بسازمشون، ازم چندین و چند برابر بیشتر زمان میبرد. برای همین فورمایند برای من مثل یه مدرسه‌ست که توش نه تنها بیزینس یاد میگیرم، بلکه بهترین بودن هم برام به یه هدف تبدیل شده.

Leave a Reply